محمد ابراهيم آيتى

مقدمه ط

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

حجره‌هاى مدارس و مختصر حقوق ماهيانه تجاوز نمىكرد . تا در بيرجند بودم ، با اين كه مدرسهء معصوميّه اوقاف زيادى داشت ، به طلبهء مدرسه چيزى نمىرسيد و متصدّيان أوقاف تقريبا تمام درآمد موقوفه را مىخوردند و زندگانى سادهء طلّاب منحصرا از كمكهاى پدران و مادرانشان مىگذشت . امّا در مشهد مقدّس ، چون از طرفى موقوفات مدارس سرشارتر بود و از طرف ديگر متصدّيان اوقاف آنجا مانند متصدّيان اوقاف بيرجند به پشتيبانى امير و وزير [ 1 ] مطمئن و مستظهر نبودند ، مختصر حقّ السكوت و قوت لا يموتى به طلّاب داده مىشد ، و روزى كه وارد مشهد شدم ، متصدّى اوقاف مدرسهء باقريه : آقا شيخ جواد شيخ الاسلامى اصفهانى به ديدن من آمد و از همان روز مبلغ سى ريال ( كه شهريهء كامل آن مدرسه بود ) حقوق ماهيانه براى من برقرار ساخت ، و اين مبلغ در آن تاريخ براى زندگى طلبگى متوسط يك نفر به خوبى كفايت مىكرد .

--> [ 1 ] خفقان حكمفرما بر محيط دانشگاه در سالهاى سياه استبداد پهلوى اجازه نمىداد تا مرحوم پدرم به شرح مبسوط جنايات امراى ظالم و فاسد خاندان علم در سرزمين اسيرزدهء ( به قول استاد شهيد چون سن زده يا وبازده ) قاينات بپردازد . جناياتى كه دوران نخست وزيرى امير اسد اللّه علم پا از سرزمين قاينات فراتر نهاد و با فاجعهء 15 خرداد 1342 تمام كشور را غرق در ماتم ساخت و به پاس آن تا اواخر حيات ننگينش وزارت دربار كثيف محمد رضائى را بر عهده داشت .